صفحه نخست
پیوندهای روزانه
مطالب آذر 1390

سه شنبه 29 آذر 1390 ساعت 3:18 ب.ظ
یک شخصیت انیمیشنی که وجود خارجی نداره
79033825572838378756.jpg
بیارش تو یک بازی یا انیمیشن
اول اون کسی که میخواد باهاش بازی کنه یا ببینه رو باهاش همراه کن
بعد با خودت هر جایی که می خوای ببرش
می خوای اون کاراکتر رو خار کن می خوای بزرگش کن
می خوای ناجیش کن و یا نه جانیش کن
می خوای ولایت مدارش کن یا نه سبزش کن
هیچ وقت هم دنیای واقعی حرفی مخالف نظراتت نمی زنه
هر زمان هم که حرف جدیدی داشتی که به نظرت باید شنیده بشه بیارش تو صحنه
حرفت رو بزن البته هنرمندانه
هیچ کس هم مشکلی نداره
حالا هر حرفی که میخوای
چرا ما نداریم
چرا چند از این شخصیت های کارتونی نمی سازیم و تا چند سال بچه های خودمون رو باهاش سرگرم نمی کنیم. هر روز یک خبر ازش نمیگذاریم تو خبرگذاری هامون . هر روز یک ماجرای جدید براش درست نمی کنیم.بچه هامون رو برای خودمون نگه داریم.چرا تو خونه خواهر زاده ها و برادر زاده هامون اسپایدر من و انواع مختلف من های دیگه است.چرا چند تا از این شخصیت ها برای هر رده سنی درست نمی کنیم.(از خردسالی تا جوانی)
ماهواره می تونیم بفرستیم فضا شخصیت کارتونی نمی تونیم درست کنیم
یک بنده خدایی می گفت ماها فکر می کنیم درست کردن یک ساختمون سخت تر از درست کردن یک جامعه است.
گفتم چطور
گفت آخه نگاه کن سیستم دبیرستانیمون رو همه باهوش ها میرن ریاضی و تجربی کم بهره ها میرن انسانی(به کسی بر نخوره رشته خودم هم انسانی بوده.این قضیه نسبیه.البته نسبت بالا .منظورش منو شما نبودیم)
بعد حرف دیگه ای زد که به نظرم خیلی جالب بود
گفت :جنگ فرهنگی ما مثل اولای جنگ می مونه
اونطرف عراق با تجهیزات کامل اینطرف بنی صدر ها
می خواست بگه ما برای این موفق نیستیم تو این حوزه که فرهنگی هامون مثل بنی صدر می مونند
با بنی صدر که نمیشه رفت جنگ دشمن
به هر حال
فکر نکنم از این فرهنگی های ما بخاری در این رابطه بلند شه
اگر می شد یک مسابقه گذاشت تو این زمینه اونوقت معلوم می شد چه هنر هایی تو این زمینه وجود داره

البته نه صرف برگزاری مسابقه

یک هدفی توش باشه و یک چیزی از توش در بیاد

نمی دونم یک کار ها اولویت چندم ماست

طبقه بندی: فرهنگی ,

برچسب ها: جنگ فرهنگی , ناتوی فرهنگی ,
(0 نظر)
(68 بازدید)
نوشته شده توسط ح ر

سه شنبه 29 آذر 1390 ساعت 2:9 ب.ظ

شاه کلید تمامی مشکلات ما در این اقتصاد ول وشو چیست.

به نظرتون میشه برای تمامی مشکلات زیر یک راه حل کلی داد.

چرا همه دلالند؛چرا هیچ کس به فکر تولید داخلی نیست.چرا جلوی واردات بی رویه گرفته نمی شود.مگر در اقتصاد اسلامی معامله ای که به ضرر جامعه مسلمین تمام شود با کفار حرام نیست.

چرا شرکت ها ورشکسته می شوند؛چرا بانک ها هر روز بزرگ تر می شوند و کارخانه ها و کارگاه ها کمتر.

چرا مزد اصلی زحمت هر روزه هزاران کارگر و کارمند و مهندس و ... به جیب عده ای قلیل سرمایه دار می رود و حاصل زحمت این افراد تنها یک دست مزد بخور و نمیر است.

چرا پرسنل شرکت ها هیچ مسئولیت پذیری نسبت به کار خود ندارند.

چرا فاصله طبقاتی شدید به وجود می آید.


حالا یک جواب کلی برای تمامی سوالات بالا

ارزش قرار دادن کار به جای پول

اقتصاد اسلامی با محور قرار دادن کار به عنوان ارزش تحقق میابد.

دوباره

کار باید ارزش قرار بگیره نه سرمایه

اگر شما از فضا آمده باشید و به شما بگویند در زمین ۵۰ مهندس کارشناسی کارشناسی ارشد و دکترا برای یک سرمایه دار مدرک ۵ دبستانی (مدرکش مهم نیست شاید هم دکتری مهم این است که برای یک نفر) کار می کنند. و تمامی در آمد آنان به غیر از مقدار کمی از آن به جیب آن سرمایه دار می رود حتما شاخ در می آورید.

یعنی چه طور می شود . مگر امکان دارد.چرا باید این کار را بکنند.چرا باید برای آن مرد یا زن کار کنند .مگر خودشان نمی توانند این کار را انجام بدهند و حاصلش را برای خودشان بردارند.

مگر خودشان نمی توانند با هم بنشینند و یک مدیر از میان خودشان برای خودشان انتخاب کنند تا نماینده شان باشد برای قرار دادها حال هر کس به کار خودش برسد و حاصل را برای خودشان بردارند. آخر مگر این همه مهندس و دکتر ابله یک جا پیدا می شود.

اما عمری است که ما این گونه داریم زندگی می کنیم.

اگر کار سود ده بود که آنها سود اصلی را بر می دارند و ته مانده اش را برای ما می گذارند.ما هم می گوییم گور بابایشان.پس شرکت دیگر سود ده نمی باشد.حالا آنها کار را تعطیل می کنند. پولشان را می برند در کار دیگری که سود آنچنانی برایشان داشته باشد و یک عده کارمند دیگر را استثمار می کنند.

و ما می مانیم و در به در دنبال کار.یک کار دیگر پیدا می کنیم و این بار مستثمره(بر وزن مستعمره) یکی دیگر می شویم. شرکت سود ده است اما این بار نمی گوییم گور بابایشان(ته مانده مان را می گیریم و صدایمان در نمی آید.)کارمان را می کنیم.(آخر زن و بچه خرج دارد قسط ها عقب می افتد و سند خانه گرو است و نمی شود زیاد بیکار ماند).

البته در حد ورشکسته نشدن شرکت و توانایی شرکت برای تامین حقوقمان. و صاحب هم هر روز به کلاس های بهره وری می رود و کتاب می خواند و به این فکر می کند چطور بیشتر از ما کار بکشد و سودش را بیشتر کند و تا الان بدبختانه موفق هم بوده.

و این می شود دنیای ما (پسر صاحب شرکت بزرگ می شود و یاد می گیرد چطور استثمار کند و البته پسر ما هم و البته او از پدرش یاد می گیرد چطور تحت استثمار زندگی کند.

سکه گران می شود.صاحب می بیند هر کار کند نمی تواند به اندازه آن از شرکت سود در بیاورد.

پول را می دهد به پسرش که برو سکه بخر ۲۰۰۰ عدد(یک نفره و نه با ۳۹۹ نفر دیگر).

تصویری از تلاش پسر صاحب برای خرید سکه.


64340401630070114607.jpg

دنبال چی می گردید(پسر صاحب داخل هم نیست چه برسه بیرون. تلفنی داره سفارش میده)

البته ما هم چلاق نیستیم فردا را مرخصی میگیریم می رویم و با سرمایه مان و شاه پسر و مادر معظمه و دختر مکرمه ۲۰ عدد(هر نفر ۵ عدد) سکه بخریم تا شاید سرمایه دار شویم.

تصویر ما در حال خرید سکه


02754757198460997583.jpg

البته ما اون جلو تشریف داریم درست دیده نمی شویم.

سکه ها را که می فروشیم پول زیادی نصیبمان نمی شود. فقط در یک صبح تا بعد از ظهر به اندازه یک ماه حقوقمان.بد نیست.سر کار هم حالا حواسمان به قیمت دلار است.القصه آخر سر این ماجرا هنوز مشخص نیست.نمی دانم آخر سر وقتی بشینیم حساب کتاب کنیم عمرمان را چه کرده ایم چه در بیاید از درونش هرچه باشد از صاحب بدتر نیست.خلاصه ماجرا اینکه مسجد سر محل را خراب کرده اند و جایش بانک ساخته اند.

تا شاید کمک بیشتری بکنند به جهاد و اقتصاد اسلامی.

.........

پی نوشت:

بعد از سالها

تازه جهانیان متوجه ظلمی که در حقشان با این سیستم سرمایه محور می شود شده اند اما ما هنوز متوجه نشده ایم

پی نوشت ۲:

شاید یکی بگوید چرا خودتان آن کار دیگر را نمی کنید

در جواب باید بگویم تازه

رشته خودمان هم مدیریت آن هم از نوع بازرگانی است . همه این ها را فوت آبیم.

اما شرایط کشور ما را به این سوء هدایت کرده

درست مثل ازدواج(چند درصد جوانان کشور دوست ندارند زود ازدواج کنند. چرا سن ازدواج اینهمه بالا رفته.تبلیغات دروغین و غلط انداز و سیاست های نابخردانه)

ما را هم روزگار به این وضع انداخته(البته آن موقع نمی دانستیم که اینهایی که الان گفتیم یعنی چی تازه کم کم  داریم خودمان می فهمیم)

پی نوشت ۳:

داستان خرید سکه ما واقعی نبود.البته فعلا



طبقه بندی: اقتصادی , روزمره ,

برچسب ها: اقتصاد اسلامی ,
(0 نظر)
(100 بازدید)
نوشته شده توسط ح ر

یکشنبه 27 آذر 1390 ساعت 11:24 ب.ظ
اول به این تصویر نگاه کنید و بگید چه برداشتی ازش دارید
90712202738973557858.jpg
حالا به این قسمت تصویر توجه کنید
88007401005320665082.jpg
بازم چیزی متوجه نشدید
یعنی اینقدر موضوع بی اهمیته.
این خانم رو نگاه کنید. موهاش بیرونه
وقتی می گن می خواد ابروش رو درست کنه میزنه چشمش رو کور می کنه به این میگن
می خواد فرهنگ استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی رو ترویج کنه
بی حجابی رو ترویج می کنه
حالا فهمیدید چرا اینهمه مشکل داریم ما
این همه آدم تو قسمت فرهنگی شهرداری این پوستر ها از زیر دستشون رد شده یکه ندیده خانمه بد حجاب تشریف دارن
آخه اونجا هم یه چیز عادیه
آیت‌الله جوادی‌:بی‌تفاوتان به‌بد‌حجابی گناهکارند
............
البته یک موضوع نباید نادیده گرفته بشه در رابطه محیط مترو برای محرم به نظر سنگ تموم گذاشتن
مخصوصا متن های نوشته شده خیلی عمیق و درست حسابی بود


69316788158422309848.jpg

طبقه بندی: فرهنگی , روزمره ,

برچسب ها: ترویج بد حجابی , شهرداری , کاریکاتور ,
(0 نظر)
(316 بازدید)
نوشته شده توسط ح ر
  بازدید کل: 4220   بازدید امروز: 22   بازدید یک ماه اخیر: 555