یکشنبه 7 اسفند 1390 ساعت 5:10 ب.ظ
نمی دانم برای معلم و استاد دانشگاه و حتی وزیر علوم و هیچ کس در آمریکا و اروپا مهم است که دانش آموزان و دانش جویان به سمت رابطه های جنسی غیر مشروع بروند یا نه؟

نمی دانم آنها وقتی برنامه تحصیلی دوازده سال تئوری برای دانش آموزان تا سن ۱۸ سال می ریختند برایشان مهم بود که این فرد با تحریک جنسی خود تا این زمان چه کند.
آیا برای آنان مهم بود که این فرد بعد از این همه سال هیچ تخصصی ندارد که بتواند از آن نانی در بیاورد.
و تازه باید به دنبال دانشگاه بدود تا بعد از آن شاید یک تخصصی پیدا کند و بتواند کاری پیدا کند.
آیا برای این دانش آموزان بدبخت به غیر از چهار تا کتاب خشک درس هایی برای چگونگی روابط و تعاملات اجتماعی در نظر گرفته شده است.
آیا او می داند بعد از ۱۸ سال عمر اگر کسی در مکانی زد توی گوشش چه کار باید انجام دهد.
آیا برای این سیستم مهم است که این فرد در اوج نیاز های جنسی هیچ امکانی برای براورده کردن این نیاز ندارد.
نه هنری دارد.و نه می داندچکونه با پدر و مادر و اطرافیان خود درست برخورد کند.
جایی خواندم هر طوری که شما امروز با پدر و مادر و خواهر و برادر خود رفتار می کنید قطعا در آینده با همسر خود رفتار خواهید کرد.
نمی دانم آیا یک فرد در شرایطی که نیاز دارد که کاری یاد بگیرد نمی تواند از دوران راهنمایی یک تخصصی بخواند و تا ۱۸ سالگی ۷ سال تخصصی روی یک موضوع کار کند و بعد که به زندگیش و ازدواج و کارش رسید کتاب های متفرقه را بخواند.
بعد تا آخر عمر وقت دارد بخواند که زمین چطور به دور خورشید می چرخد.(اگر تخصصش در این زمینه نبود).بخواند حافظ چند سال عمر کرد و چه تاریخی کی و کجا به دنیا آمد .
نمی دانم این سیستم آموزشی که نمی تواند بدیهی ترین نیاز افراد را براورده کند چطور هنوز سرپاست.
نمی دانم کسی در این مملکت دلش به حال جوانانی که هر روز بیشتر بخاطر بی فکری یک عده و سیستم مسخره در تنگنا قرار دارند نمی سوزد.
جایی خواندم انسان دوست دارد فکر کند خوب است.
از طرفی جوانی که از سن ۱۵ سالگی و شاید هم زودتر غرایزش تحریک می شود و دائم به خاطر گناهانی که مرتکب می شود به او تلقین می شود که تو بد کردی بعد از یک مدت از این دین که دائم به او می گوید که تو بدی خسته می شود.
ای بابا
این دین که برای زندگی نیست
پس کجای این دین برای رفع نیاز های من در نظر گرفته شده است.
چطور من و این همه اطرافیان من و همکلاسی هایم به سمت گناه می روند.مگر همه ما می خواهیم بد باشیم.
یعنی همه اینها بد هستند.
اعتقاداتش ضعیف می شود و بعضی وقتها به سمت ادیان پاستوریزه کشیده می شود که این بدترین راه است .
در این ادیان این فرد می تواند غرایزش را تامین کند و آدم خوبی هم باشد.
شاید اگر از دوران ابتدایی کلاس های تعاملات اجتماعی اضافه شود بعد از ۱۲ ما انسان های سالم تری در جامعه داشته باشیم
شاید بعد از این مدت بیشتر فارق تحصیلان ۱۸ ساله ما دهانشان بوی شیر ندهد و مرد و زن عاقل و آماده ازدواج و قبول مسئولیت برای خودشان شده باشند.
شاید اگر از دوران راهنمایی کاری یاد بگیرند دیگر دغدغه بیکاری بعد از فارغ التحصیلی نداشته باشند.
خدا به همه ما رحم کند
شنبه 6 اسفند 1390 ساعت 9:42 ق.ظ
تیتر این ارسال اول قرار بود این باشه
ایستگاه دروازه دولت یا دروازه ملت
بعد تصمیم گرفتم یک مقایسه بین مترو تهران و مشهد تو یک روز و یک ساعت تو یکی از ایستگاه های میانی داشته باشم
به هر حال می خواستم یک تصویر تهیه کنم.یک ماه مشهد بودم و یک عکس مترو مشهد داشتم داشتم می اومدم سر کار که ایستگاه دروازه دولت می خواستم سوار مترو بشم
بعد از اینکه سومین تلاشم برای سوار شدن نا موفق بود تصمیم گرفتم یک عکس بگیرم
به محض اینکه گوشیم رو بردم بالا یک مامور اومد بالای سرم و گفت چی کار می کنی
از چی عکس می گیری.عکس برداری ممنوعه
گفتم این بچه بازی ها چیه پس کو یک تابلو
گفت مگه باید همه جا تابلو بزنن تا پاک نکنی نمیزارم بری
خلاصه دو سه نفر دیگه صداشون در اومد که راست میگه باید یک تابلو باشه
من :نه اینجا نیروگاه اتمی هست راست میگه.
خلاصه بهش گفتم اگه یک تابلو عکس برداری ممنوع بهم نشون دادی من میدوم راست میگی وگرنه من یک عکس برای وبلاگم میگیرم
با هم راه افتادیم که تابلو نشونم بده
من که می دونستم تابلو در کار نیست اونم میدونست
منو برد پیش مدیر ایستگاه
مدیر ایستگاه گفت ما برای این تابلو نمی زنیم که یک عده میان با مچوز عکس میخوان بگیرن ما هم نمی تونیم برای هم توضیح بدیم که اینا مجوز دارن تابلو نمی زنیم که تناقض به وجود نیاد.
بعد اون مامور اولی گفت شاید شما این عکس رو بگذاری دشمن بفهمه شلوغه برای این موقع برنامه ریزی کنه بمب بذاره یا کار دیگه ای.
خلاصه منم دیدم این بندگان خدا کار دارند زیاد وقتشون رو نگرفتم
ولی آخر نفهمیدم یک عکس ساده گرفتن از ازدحام جمعیت چه طور میتونه امنیت ملی رو به خطر بندازه.
چرا همه چیز رو سریع به امنیت ملی ربط میدیم ما.
راستش الان خودم هم نمی دونم این حرفی که مینزنم دارم آب به آسیاب دشمن میریزم یا حرف درستی می زنم.
ولی هیچ جوره متوجه نمی شم عکس برداری از ایستگاه شلوغ مترو چه ربطی به امنیت ملی داره.
خلاصه این تصویر از قطار شهری مشهد :
طبقه بندی: سیاسی ,
چهارشنبه 3 اسفند 1390 ساعت 12:21 ب.ظ
الان دارم از وزارت تعاون میام خسته و کوفته و بدون نتیجه
بعد از ۱ سال و ۲ ماه دویدن دنبال ثبت یک شرکت تعاونی دانش بنیان
اونم با چند تا فوق تخصص گوارش و مغز و اعصاب و استاد دانشگاه رشته آناتومی و نخبه کارشناس ارشد کامپبوتر و دانشجوی نمونه کشوری که از دست خود رئیس جمهور لوح تقدیر گرفته.
تا الان ۳ بار از طرح دفاع کردیم ،
آخرین بار تو معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری بود.
مسخرست که هر سه بار استاتیدی که اونجا بودن فقط چه چه و به به می کردند و میگفتن عالیه ولی بعد از اون که تماس می گرفتیم به ما نامه ثبت رو نمی دن.
میگن ۲ ماه بعد از عید دوباره اقدام کنید از ابتدا.
می پرسیم چرا می گن به ما گفتن نامه ندید چون برسه به مرحله وام، بانک وام نمیده صف درست شده.
میگیم آقا ما وام نمی خوایم می گن نمیشه.وقتی اومدم خونه و این خبر رو دیدم و نوشته های خبر رو با حرف های رحیم پور ازغدی در مورد نامه امام علی به حاکم اهواز مقایسه می کنم فقط ...
اونوقت ما فقط می خوایم کارمون رو شروع کنیم و نامه زدیم وام نمی خوایم فقط نامه رو بدید ما شرکتمون ثبت بشه نمیشه.
این متن خبر بدون دخل تصرف جالبه هنوز هم با ی ب س اسم ها رو معرفی می کنن.
آخه آبرو دارن بندگان خدا.درست نیست این قسمت دستورات اسلام رعایت نشه
.....................................................................................
بررسی متن کیفرخواست منتشره از کیفر خواست امیر منصور خسروی (سرکرده گروه موسوم به آریا) که در اولین جلسه دادگاه وی قرائت شد نشان دهنده دریافت رشوه های کلان از سوی برخی مدیران ارشد سیستم بانکی، بیمه مرکزی و وزارت خانه های دولتی است.
به گزارش مهر بر اساس این کیفرخواست متهم تاکنون به پرداخت بیش از 30 فقره رشوه اعتراف کرده که تا این مرحله برای ۴ مورد به شرح ذیل قرار مجرمیت صادر شده است و در سایر موارد از جمله پرداخت رشوه به محمودرضا خاوری مدیرعامل وقت بانک ملی و دهها مورد دیگر پرونده مفتوح است.
از جمله موارد جالب در این مورد اخذ بیش از ۲۹۰ میلیارد تومان از یک شرکت وابسته به صندوق فولاد ایران به صورت وجه دستی ! و پرداخت رشوه به یکی از معاونین وزارت راه، یکی از معاونین وزارت صنایع و مدیرکل سابق دفتر محرابیان، مدیر دفتر بازرسی بیمه مرکزی و یکی از مدیران عامل فعلی بانکهای بزرگ خصوصی کشور است.
بر اساس اعترافات "امیر منصور" رؤسای بانکها تا پول نمیگرفتند کار نمیکردند.
برخی از موارد منتشره در خصوص رشوه های پرداختی به افراد مهم به این شرح است:
1- پرداخت مبلغ 9 میلیارد ریال به آقای «خ.الف» رئیس سازمان ایمیدرو و معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت که متهم ردیف نهم پرونده است با همکاری و وساطت آقای «ع.ر» متهم ردیف دهم پرونده
-2 500 میلیون تومان به آقای "ش" مدیرعامل فعلی یکی از بانکها از طریق «ح.س»
3- مبلغ 202 هزار یورو و همچنین 800 میلیون ریال به «م.الف» یکی از معاونین وزیر راه و ترابری با وساطت «الف.گ».
4- پرداخت یک میلیون دلار به آقای "ف.م" مسئول یکی از وزارتخانههای اقتصادی مهم درخصوص سپرده کردن پول در بانک
5- پرداخت 550 میلیون ریال به آقای «ع.ب» رئیس وقت بانک پارسیان شعبه پامنار و رئیس فعلی بانک تات شعبه بازار مبل 2.
6- پرداخت مبلغ 266 هزار دلار در یک نوبت و 350 میلیون ریال در نوبت دیگر به آقای «ش.ر» یکی از مسئولان ارشد وزارت راه و ترابری
7- پرداخت مبلغ 168 هزار یورو به آقای «ع.الف» مدیرکل راه و ترابری یکی از شهرستانها با وساطت «الف.گ
8- پرداخت رشوه به کارکنان بانک ملی شعبه مرکزی کیش و بانک صادرات اهواز از قرار مبلغ 24 میلیارد و 500 میلیون ریال به آقای «س.ک» رئیس شعبه گروه ملی بانک صادرات اهواز.
9- همکاری آقای ف رئیس دفتر بازرسی بیمه مرکزی در دریافت رشوه یکی از متهمان. او هم برای سپرده کردن پول در بانک ملی حدود 300 میلیون تومان گرفته است.
10- پرداخت رشوه برای تاسیس بانک آریا توسط آقایان «ع.الف» و «ع.د» که همه هماهنگیها توسط آقای «الف» معاون یکی از وزارتخانهها بود که در قبال گرفتن یک مرحله پول به مبلغ 200 الی 300 میلیون تومانی و 5 درصد بانک آریا
11- پرداخت رشوه برای خرید ۴ شرکت از سازمان خصوصیسازی با روابط آقای د و گ که علیرغم نداشتن سرمایه این مهم صورت پذیرفته است. از قبیل گروههای فولاد ۹۳ میلیارد تومان خط و ابنیه ۱۲۵ میلیارد تومان - فولاد اکسید ۱۵۳ میلیارد تومان ماشینسازی لرستان با بدهی به سازمان گسترش ۱۵ میلیارد تومان- تأسیس بانک آریا ۱۵۰ میلیارد تومان که جمعاً حدود ۶۰۰ میلیارد تومان میشود.
گر حکم شود که مست گیرند
در شهر هر آنکه هست گیرند