چهارشنبه 3 اسفند 1390 ساعت 12:21 ب.ظ
الان دارم از وزارت تعاون میام خسته و کوفته و بدون نتیجه
بعد از ۱ سال و ۲ ماه دویدن دنبال ثبت یک شرکت تعاونی دانش بنیان
اونم با چند تا فوق تخصص گوارش و مغز و اعصاب و استاد دانشگاه رشته آناتومی و نخبه کارشناس ارشد کامپبوتر و دانشجوی نمونه کشوری که از دست خود رئیس جمهور لوح تقدیر گرفته.
تا الان ۳ بار از طرح دفاع کردیم ،
آخرین بار تو معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری بود.
مسخرست که هر سه بار استاتیدی که اونجا بودن فقط چه چه و به به می کردند و میگفتن عالیه ولی بعد از اون که تماس می گرفتیم به ما نامه ثبت رو نمی دن.
میگن ۲ ماه بعد از عید دوباره اقدام کنید از ابتدا.
می پرسیم چرا می گن به ما گفتن نامه ندید چون برسه به مرحله وام، بانک وام نمیده صف درست شده.
میگیم آقا ما وام نمی خوایم می گن نمیشه.وقتی اومدم خونه و این خبر رو دیدم و نوشته های خبر رو با حرف های رحیم پور ازغدی در مورد نامه امام علی به حاکم اهواز مقایسه می کنم فقط ...
اونوقت ما فقط می خوایم کارمون رو شروع کنیم و نامه زدیم وام نمی خوایم فقط نامه رو بدید ما شرکتمون ثبت بشه نمیشه.
این متن خبر بدون دخل تصرف جالبه هنوز هم با ی ب س اسم ها رو معرفی می کنن.
آخه آبرو دارن بندگان خدا.درست نیست این قسمت دستورات اسلام رعایت نشه
.....................................................................................
بررسی متن کیفرخواست منتشره از کیفر خواست امیر منصور خسروی (سرکرده گروه موسوم به آریا) که در اولین جلسه دادگاه وی قرائت شد نشان دهنده دریافت رشوه های کلان از سوی برخی مدیران ارشد سیستم بانکی، بیمه مرکزی و وزارت خانه های دولتی است.
به گزارش مهر بر اساس این کیفرخواست متهم تاکنون به پرداخت بیش از 30 فقره رشوه اعتراف کرده که تا این مرحله برای ۴ مورد به شرح ذیل قرار مجرمیت صادر شده است و در سایر موارد از جمله پرداخت رشوه به محمودرضا خاوری مدیرعامل وقت بانک ملی و دهها مورد دیگر پرونده مفتوح است.
از جمله موارد جالب در این مورد اخذ بیش از ۲۹۰ میلیارد تومان از یک شرکت وابسته به صندوق فولاد ایران به صورت وجه دستی ! و پرداخت رشوه به یکی از معاونین وزارت راه، یکی از معاونین وزارت صنایع و مدیرکل سابق دفتر محرابیان، مدیر دفتر بازرسی بیمه مرکزی و یکی از مدیران عامل فعلی بانکهای بزرگ خصوصی کشور است.
بر اساس اعترافات "امیر منصور" رؤسای بانکها تا پول نمیگرفتند کار نمیکردند.
برخی از موارد منتشره در خصوص رشوه های پرداختی به افراد مهم به این شرح است:
1- پرداخت مبلغ 9 میلیارد ریال به آقای «خ.الف» رئیس سازمان ایمیدرو و معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت که متهم ردیف نهم پرونده است با همکاری و وساطت آقای «ع.ر» متهم ردیف دهم پرونده
-2 500 میلیون تومان به آقای "ش" مدیرعامل فعلی یکی از بانکها از طریق «ح.س»
3- مبلغ 202 هزار یورو و همچنین 800 میلیون ریال به «م.الف» یکی از معاونین وزیر راه و ترابری با وساطت «الف.گ».
4- پرداخت یک میلیون دلار به آقای "ف.م" مسئول یکی از وزارتخانههای اقتصادی مهم درخصوص سپرده کردن پول در بانک
5- پرداخت 550 میلیون ریال به آقای «ع.ب» رئیس وقت بانک پارسیان شعبه پامنار و رئیس فعلی بانک تات شعبه بازار مبل 2.
6- پرداخت مبلغ 266 هزار دلار در یک نوبت و 350 میلیون ریال در نوبت دیگر به آقای «ش.ر» یکی از مسئولان ارشد وزارت راه و ترابری
7- پرداخت مبلغ 168 هزار یورو به آقای «ع.الف» مدیرکل راه و ترابری یکی از شهرستانها با وساطت «الف.گ
8- پرداخت رشوه به کارکنان بانک ملی شعبه مرکزی کیش و بانک صادرات اهواز از قرار مبلغ 24 میلیارد و 500 میلیون ریال به آقای «س.ک» رئیس شعبه گروه ملی بانک صادرات اهواز.
9- همکاری آقای ف رئیس دفتر بازرسی بیمه مرکزی در دریافت رشوه یکی از متهمان. او هم برای سپرده کردن پول در بانک ملی حدود 300 میلیون تومان گرفته است.
10- پرداخت رشوه برای تاسیس بانک آریا توسط آقایان «ع.الف» و «ع.د» که همه هماهنگیها توسط آقای «الف» معاون یکی از وزارتخانهها بود که در قبال گرفتن یک مرحله پول به مبلغ 200 الی 300 میلیون تومانی و 5 درصد بانک آریا
11- پرداخت رشوه برای خرید ۴ شرکت از سازمان خصوصیسازی با روابط آقای د و گ که علیرغم نداشتن سرمایه این مهم صورت پذیرفته است. از قبیل گروههای فولاد ۹۳ میلیارد تومان خط و ابنیه ۱۲۵ میلیارد تومان - فولاد اکسید ۱۵۳ میلیارد تومان ماشینسازی لرستان با بدهی به سازمان گسترش ۱۵ میلیارد تومان- تأسیس بانک آریا ۱۵۰ میلیارد تومان که جمعاً حدود ۶۰۰ میلیارد تومان میشود.
گر حکم شود که مست گیرند
در شهر هر آنکه هست گیرند
جمعه 7 بهمن 1390 ساعت 10:55 ب.ظ
این روزها تقریبا عدم توفیق احمدی نژاد در موضوع کاهش سود بانکی موضوعی که از همان اوایل انتخابات ۸۴ یکی از دغدغه ها و شعار های انتخاباتی احمدی نژاد بود بر کسی پوشیده نیست.
متاسفانه سیاست های پولی و مالی او از یک انسجام کافی برخوردار نیست .
هرچند در این میان تقصیر را نمی توان بر گردن او و همراهانش در دولت انداخت.(البته به استثنای بی کفایتی رئیس بانک مرکزی )
تقریبا هیچ کس در این مملکت مدلی برای اداره اقتصاد کشور ندارد.
مدلی داخلی که بر روی کاغذ آمده باشد و در قالب فرمول ها ارائه شود و بتوان آن را بررسی کرد.
تمامی اساتید و دانشگاهیان ما نیز هر چه می خوانند و می دانند از مکتب ها و تجربیات غربی ها در این حوزه است.
غربی که خود امروز سخت گرفتار است و در به در دنبال راه حل.
هر چند گروهی سعی می کنند در این میان از میان مدل های غربی مدلی مناسب این سرزمین انتخاب کنند که هرچه کوتاه و بلند می کنند نمی شود و این لباس به تن این سرزمین نمی آیند.
این همه را گفتیم که بگوییم ای کاش احمدی نژاد به این سود بانکی از اول کاری نداشت.
قبل از او هرکس در مورد کاهش سود بانکی صحبت می کردند عده ای می گفتند نمی شود.
بعد از این اتفاق دوباره آن عده شروع کرده اند که دیدید گفتیم نمی شود.
و بعد از او هر کسی بیاید و درباره این موضوع صجبت کند این عده که در همه جا یافت می شوند و اعتماد به نفسشان با این اتفاقات اخیر تقویت شده جلوی هر اقدامی را خواهند گرفت.
بهتر است که در این باره خود احمدی نژآد دوباره شروع کند و عقب ننشیند.
رستمی می خواهد درست کردن این اقتصاد ولوشو
طبقه بندی: اقصادی ,
یکشنبه 4 دی 1390 ساعت 8:11 ب.ظ
آیا این موضوع کمتر از انفجار یک بمب آرامش مردم را به هم میزند.
آن روزگار که این همه متخصص دور هم جمع شدند و این سازه های عظیم و پیچیده را طراحی می کردند یک متخصص رایانه درست و درمان پیدا نمی شد که بگوید سیستم عامل ویندوز برای این کار ها مناسب نیست.
گیریم که آن زمان از سیستم ها و نرم افزار های شرکت زیمنس برای این کار استفاده می شد و دست ما بسته بود.
هر چند این موضوع تنها شامل حال فعالیت های اتمی نمی شود.
سالهاست که بحث سیستم عامل ملی تنها در روزنامه ها و رسانه ها دیده میشود و خبری از آن نیست و در این مدت ما هر روز وابسته تر به سیستم عامل ویندوز می شویم.
اکثر به اصطلاح متخصصان رایانه ما در دانشگاه ها تنها سیستم عاملی که می شناسند ویندوز است و تنها زبان هایی که یاد گرفته اند دات نت و ای اس پی است و بیشتر سایتهای اداری ما با شیر پوینت و امسال آن که سیستم های مدیریت محتوای تولید مایکروسافت است ایجاد شده اند.در این میان امنیت داده ها چه معنایی می دهد و دیگر چه جکی است خدا می داند و باز خدا می داند که یک مختصص درست درمان در این مملکت در زمینه علوم رایانه پیدا نمی شود که احساس خطر کند و این موضوع را به مسئولین گوشزد کند و در قرار داد نرم افزار ها بستر ها را بر روی سیستم عامل های متن باز و زبان های برنامه نویسی متن باز قرار دهد.
آیا اکنون وقت آن نرسیده تا سازمان هایی مانند مرکز دفاع سایبری وزارت دفاع
هرچند به نتیجه رسیدن این کار به سالها زمان احتیاج دارد و این درخت امروز و فردا به ثمر نمی نشیند اما یک روز تعلل در این امر نیز به ضرر ماست.
طبقه بندی: سیاسی ,
برچسب ها: ویروس ,
سه شنبه 29 آذر 1390 ساعت 3:18 ب.ظ
بیارش تو یک بازی یا انیمیشن
اول اون کسی که میخواد باهاش بازی کنه یا ببینه رو باهاش همراه کن
بعد با خودت هر جایی که می خوای ببرش
می خوای اون کاراکتر رو خار کن می خوای بزرگش کن
می خوای ناجیش کن و یا نه جانیش کن
می خوای ولایت مدارش کن یا نه سبزش کن
هیچ وقت هم دنیای واقعی حرفی مخالف نظراتت نمی زنه
هر زمان هم که حرف جدیدی داشتی که به نظرت باید شنیده بشه بیارش تو صحنه
حرفت رو بزن البته هنرمندانه
هیچ کس هم مشکلی نداره
حالا هر حرفی که میخوای
چرا ما نداریم
چرا چند از این شخصیت های کارتونی نمی سازیم و تا چند سال بچه های خودمون رو باهاش سرگرم نمی کنیم. هر روز یک خبر ازش نمیگذاریم تو خبرگذاری هامون . هر روز یک ماجرای جدید براش درست نمی کنیم.بچه هامون رو برای خودمون نگه داریم.چرا تو خونه خواهر زاده ها و برادر زاده هامون اسپایدر من و انواع مختلف من های دیگه است.چرا چند تا از این شخصیت ها برای هر رده سنی درست نمی کنیم.(از خردسالی تا جوانی)
ماهواره می تونیم بفرستیم فضا شخصیت کارتونی نمی تونیم درست کنیم
یک بنده خدایی می گفت ماها فکر می کنیم درست کردن یک ساختمون سخت تر از درست کردن یک جامعه است.
گفتم چطور
گفت آخه نگاه کن سیستم دبیرستانیمون رو همه باهوش ها میرن ریاضی و تجربی کم بهره ها میرن انسانی(به کسی بر نخوره رشته خودم هم انسانی بوده.این قضیه نسبیه.البته نسبت بالا .منظورش منو شما نبودیم)
بعد حرف دیگه ای زد که به نظرم خیلی جالب بود
گفت :جنگ فرهنگی ما مثل اولای جنگ می مونه
اونطرف عراق با تجهیزات کامل اینطرف بنی صدر ها
می خواست بگه ما برای این موفق نیستیم تو این حوزه که فرهنگی هامون مثل بنی صدر می مونند
با بنی صدر که نمیشه رفت جنگ دشمن
به هر حال
فکر نکنم از این فرهنگی های ما بخاری در این رابطه بلند شه
اگر می شد یک مسابقه گذاشت تو این زمینه اونوقت معلوم می شد چه هنر هایی تو این زمینه وجود داره
البته نه صرف برگزاری مسابقه
یک هدفی توش باشه و یک چیزی از توش در بیاد
طبقه بندی: فرهنگی ,
سه شنبه 29 آذر 1390 ساعت 2:9 ب.ظ
شاه کلید تمامی مشکلات ما در این اقتصاد ول وشو چیست.
به نظرتون میشه برای تمامی مشکلات زیر یک راه حل کلی داد.
چرا همه دلالند؛چرا هیچ کس به فکر تولید داخلی نیست.چرا جلوی واردات بی رویه گرفته نمی شود.مگر در اقتصاد اسلامی معامله ای که به ضرر جامعه مسلمین تمام شود با کفار حرام نیست.
چرا شرکت ها ورشکسته می شوند؛چرا بانک ها هر روز بزرگ تر می شوند و کارخانه ها و کارگاه ها کمتر.
چرا مزد اصلی زحمت هر روزه هزاران کارگر و کارمند و مهندس و ... به جیب عده ای قلیل سرمایه دار می رود و حاصل زحمت این افراد تنها یک دست مزد بخور و نمیر است.
چرا پرسنل شرکت ها هیچ مسئولیت پذیری نسبت به کار خود ندارند.
چرا فاصله طبقاتی شدید به وجود می آید.
حالا یک جواب کلی برای تمامی سوالات بالا
ارزش قرار دادن کار به جای پول
اقتصاد اسلامی با محور قرار دادن کار به عنوان ارزش تحقق میابد.
دوباره
کار باید ارزش قرار بگیره نه سرمایه
اگر شما از فضا آمده باشید و به شما بگویند در زمین ۵۰ مهندس کارشناسی کارشناسی ارشد و دکترا برای یک سرمایه دار مدرک ۵ دبستانی (مدرکش مهم نیست شاید هم دکتری مهم این است که برای یک نفر) کار می کنند. و تمامی در آمد آنان به غیر از مقدار کمی از آن به جیب آن سرمایه دار می رود حتما شاخ در می آورید.
یعنی چه طور می شود . مگر امکان دارد.چرا باید این کار را بکنند.چرا باید برای آن مرد یا زن کار کنند .مگر خودشان نمی توانند این کار را انجام بدهند و حاصلش را برای خودشان بردارند.
مگر خودشان نمی توانند با هم بنشینند و یک مدیر از میان خودشان برای خودشان انتخاب کنند تا نماینده شان باشد برای قرار دادها حال هر کس به کار خودش برسد و حاصل را برای خودشان بردارند. آخر مگر این همه مهندس و دکتر ابله یک جا پیدا می شود.
اما عمری است که ما این گونه داریم زندگی می کنیم.
اگر کار سود ده بود که آنها سود اصلی را بر می دارند و ته مانده اش را برای ما می گذارند.ما هم می گوییم گور بابایشان.پس شرکت دیگر سود ده نمی باشد.حالا آنها کار را تعطیل می کنند. پولشان را می برند در کار دیگری که سود آنچنانی برایشان داشته باشد و یک عده کارمند دیگر را استثمار می کنند.
و ما می مانیم و در به در دنبال کار.یک کار دیگر پیدا می کنیم و این بار مستثمره(بر وزن مستعمره) یکی دیگر می شویم. شرکت سود ده است اما این بار نمی گوییم گور بابایشان(ته مانده مان را می گیریم و صدایمان در نمی آید.)کارمان را می کنیم.(آخر زن و بچه خرج دارد قسط ها عقب می افتد و سند خانه گرو است و نمی شود زیاد بیکار ماند).
البته در حد ورشکسته نشدن شرکت و توانایی شرکت برای تامین حقوقمان. و صاحب هم هر روز به کلاس های بهره وری می رود و کتاب می خواند و به این فکر می کند چطور بیشتر از ما کار بکشد و سودش را بیشتر کند و تا الان بدبختانه موفق هم بوده.
و این می شود دنیای ما (پسر صاحب شرکت بزرگ می شود و یاد می گیرد چطور استثمار کند و البته پسر ما هم و البته او از پدرش یاد می گیرد چطور تحت استثمار زندگی کند.
سکه گران می شود.صاحب می بیند هر کار کند نمی تواند به اندازه آن از شرکت سود در بیاورد.
پول را می دهد به پسرش که برو سکه بخر ۲۰۰۰ عدد(یک نفره و نه با ۳۹۹ نفر دیگر).
تصویری از تلاش پسر صاحب برای خرید سکه.
دنبال چی می گردید(پسر صاحب داخل هم نیست چه برسه بیرون. تلفنی داره سفارش میده)
البته ما هم چلاق نیستیم فردا را مرخصی میگیریم می رویم و با سرمایه مان و شاه پسر و مادر معظمه و دختر مکرمه ۲۰ عدد(هر نفر ۵ عدد) سکه بخریم تا شاید سرمایه دار شویم.
تصویر ما در حال خرید سکه
البته ما اون جلو تشریف داریم درست دیده نمی شویم.
سکه ها را که می فروشیم پول زیادی نصیبمان نمی شود. فقط در یک صبح تا بعد از ظهر به اندازه یک ماه حقوقمان.بد نیست.سر کار هم حالا حواسمان به قیمت دلار است.القصه آخر سر این ماجرا هنوز مشخص نیست.نمی دانم آخر سر وقتی بشینیم حساب کتاب کنیم عمرمان را چه کرده ایم چه در بیاید از درونش هرچه باشد از صاحب بدتر نیست.خلاصه ماجرا اینکه مسجد سر محل را خراب کرده اند و جایش بانک ساخته اند.
تا شاید کمک بیشتری بکنند به جهاد و اقتصاد اسلامی.
.........
پی نوشت:
بعد از سالها
تازه جهانیان متوجه ظلمی که در حقشان با این سیستم سرمایه محور می شود شده اند اما ما هنوز متوجه نشده ایم
پی نوشت ۲:
شاید یکی بگوید چرا خودتان آن کار دیگر را نمی کنید
در جواب باید بگویم تازه
رشته خودمان هم مدیریت آن هم از نوع بازرگانی است . همه این ها را فوت آبیم.
اما شرایط کشور ما را به این سوء هدایت کرده
درست مثل ازدواج(چند درصد جوانان کشور دوست ندارند زود ازدواج کنند. چرا سن ازدواج اینهمه بالا رفته.تبلیغات دروغین و غلط انداز و سیاست های نابخردانه)
ما را هم روزگار به این وضع انداخته(البته آن موقع نمی دانستیم که اینهایی که الان گفتیم یعنی چی تازه کم کم داریم خودمان می فهمیم)
پی نوشت ۳:
داستان خرید سکه ما واقعی نبود.البته فعلا
برچسب ها: اقتصاد اسلامی ,
یکشنبه 27 آذر 1390 ساعت 11:24 ب.ظ
حالا به این قسمت تصویر توجه کنید
بازم چیزی متوجه نشدید
یعنی اینقدر موضوع بی اهمیته.
این خانم رو نگاه کنید. موهاش بیرونه
وقتی می گن می خواد ابروش رو درست کنه میزنه چشمش رو کور می کنه به این میگن
می خواد فرهنگ استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی رو ترویج کنه
بی حجابی رو ترویج می کنه
حالا فهمیدید چرا اینهمه مشکل داریم ما
این همه آدم تو قسمت فرهنگی شهرداری این پوستر ها از زیر دستشون رد شده یکه ندیده خانمه بد حجاب تشریف دارن
آخه اونجا هم یه چیز عادیه
آیتالله جوادی:بیتفاوتان بهبدحجابی گناهکارند
............
البته یک موضوع نباید نادیده گرفته بشه در رابطه محیط مترو برای محرم به نظر سنگ تموم گذاشتن
مخصوصا متن های نوشته شده خیلی عمیق و درست حسابی بود